گریز و درد

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی به جز گریز برایم نمانده است

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم، که داغ بوسه پر حسرت تو را

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم مگو، مگو، که چرا رفت، ننگ بود

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر

میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

در دامن سکوت به تلخی گریستم

نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

پ.ن.دلم برات تنگ شده.هر چی بین من و تو بود تموم شده.منو ببخش.

Never Give Up On Anything

;It's Madness
,To hate all roses, because you got scratched by one thorn
,To give up all your dreams, because one did not come true
,To lose faith in prayers, because one was not answered

,To give up on your efforts, because one of them failed
,To condemn all your friends, because one of them betrayed
,Not to believe in love, because someone was unfaithful

;Remember that, another chance may come up
A new friend, A new love, A new life

!Never give up on anything

دیوانگیست اگر :

از همه ی گل های رز متنفر باشی، چون خاری دستت را خراشید

از همه ی رویاهایت دلسرد شوی، چون حتی یکی از آنها به حقیقت نپیوست

دیگر به دعا کردن اعتقاد نداشته باشی،چون یکی از آنها هم برآورده نشد

از همه ی تلاش هایت دلسرد شوی،چون یکی از آنها با شکست مواجه شد

همه ی دوستانت را محکوم کنی، چون یکی از آنها به تو خیانت کرد

دیگر عشق را باور نداشته باشی، چون یک نفر به تو وفادار نبود.

به خاطر داشته باش که شانس دیگری در راه است،

یک دوست جدید، یک عشق جدید، یک زندگی جدید

هیچ وقت تسلیم نشو !

ماه و سنگ

این روز ها افتادم تو خط کتاب و شعر. تو این یکی دو هفته کتابهاب مختلفی خوندم. یکی از کتابهایی که خیلی قشنگ بود و روم تاثیر گذاشت کتاب "پیروزی فکر" (ترجمه سید رضا حسینی) بود. کتاب قشنگیه. در مورد اینه که چه جوری میشه فکر رو کنترل کرد و به اهداف رسید. در مورد اینکه چه طوری میشه همه ی افکار بد و همه ی غم و غصه ها رو ازذهن پاک کرد و دنیا رو زیبا دید. واقعا کتاب قشنگی بود.دلم میخواد به تک تکتون پیشنهاد کنم که این کتاب رو بخونید. ولی این کتاب رو برادرم سال ۷۴خریده. امیدوارم تو بازار بشه پیداش کرد.

چند روز پیش داشتم اشعار فریدون مشیری و فروغ فرخزاد رو میخوندم. شعرهای فروغ خیلی زیبا و غمناک اند. اشعار فریدون مشیری هم که دیگه واقعا حرف نداره. همیشه دلم میخواست میتونستم شعر بگم و همه ی اون افکار و احساسات رو با کلمات شاعرانه و زیبا بنویسم. ولی خب تا حالا هیچ وقت نتونستم به فارسی شعر بگم. شاید واقعا باید الهام بشه!

اگر ماه بودم، به هر جا که بودم

سراغ تو را از خدا میگرفتم

وگر سنگ بودم، به هر جا که بودی،

سر رهگذر تو جا میگرفتم

اگر ماه بودی به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

وگر سنگ بودی، به هر جا که بودم

مرا می شکستی، مرا می شکستی

پ.ن.۱. شعر زیباییه.

پ.ن.۲.اگه کسی کتاب خوب سراغ داره خوشحال میشم اگه در قسمت کامنت ها واسم پیشنهاد بده.

پ.ن.۳.فکر میکنم دیگه پی نوشت نویسی رو یاد گرفتم (مگه نه آقا تیرمن؟ ).

رویای شیرین!

 

خدا به تو رویایی نمیدهد که قدرت تحقق آن را نداشته باشی !

تا حالا شده تو دریایی از رویا سیر کنید؟ شده هر لحظه با به ذهن آوردن اون رویای شیرین لبخند زیبایی روی لبهاتون نقش ببنده؟ شده از تحقق بخشیدن به اون رویای قشنگ نا امید بشید؟ یعنی منظورم اینه که یه سری موانع بر سر راهتون باشه که رد شدن از اونها را محال بدونید؟ آیا هیچ تلاشی برای به واقعییت پیوستن اون رویا کردید؟ این جمله به قدری نیرو بخش و آرامش بخشه که میتونم با قاطعیت تمام بگم که انسان قدرت انجام دادن هر کاری رو داره.من خودم خیلی آدم بدبینی هستم. یعنی تا یه اتفاقی میوفته به بدترین شرایط ممکن فکر میکنم.خیلی بده که یک آدم بدبین باشه چون خیلی وقتها و یا میشه گفت همیشه انسان هر جوری فکر بکنه همون چیز هم براش اتفاق میوفته.کاش میشد هیچ وقت فکر منفی وجود نداشت.البته این افکار منفی همیشه هم بد نیستند ، یعنی بعضی از مواقع میشه این افکار منفی رو به افکار سازنده تبدیل کرد یعنی میشه اون فکر منفی رو تبدیل به یک راه حل کرد. راه حلی برای بهتر تحقق بخشیدن رویاها و یا کلا" هر چیز دیگه. ولی خیلی وقتها این افکار منفی باعث تقلیل امید، از رسیدن به اون رویای شیرین میشه. به قدری ذهن و روح رو آشوب میکنه که دیگه انگار نمیشه شیرینی اون رویا رو حس کرد.شما چه طوری با این افکار منفی دست و پنجه نرم میکنید؟ خب اگه از من میپرسید باید بگم که خیلی سخت میتونم با این افکار کنار بیام. یعنی تا حدی بهم فشار میارن که کم کم قشنگی اون رویا رو از من میگیرن. ولی متاسفانه بعد از اینکه این افکار کاملا منو له میکنند تازه یادم میوفته که باید به خدا توکل کنم.و بعدش همه ی نگرانی ها و دلواپسی هام رو میدم دست خدا و همه چیز رو میسپارم به خودش. و این تنها لحظه ای که تمام وجودم سرشار از آرامش و امید میشه و یک تکیه گاه بسیار محکم و بزرگ رو احساس میکنم.و این تنها زمانیه که دوباره در دریای اون رویای قشنگ پیش میرم و خودم و اون رویای شیرین رو میبینم که در یک چشم به هم زدن به حقیقت پیوسته! 

پ.ن.۱: ولی خب این افکار ولم نمیکنند!

پ.ن.۲: این افکار ولم نمیکنند!

? Can You

By changing your thinking, you can change your beliefs
.When you change your belief, you change your expectations
.When you change your expectations, you change your attitude
.When you change your attitude, you change your behavior
.When you change your behavior, you change your performance
!When you change your performance, you change your life

با تغییر دادن افکار خود میتوانی عقاید خود را تغییر بدهی

هنگامی که عقاید خود را تغییر دهی انتظارات خود را تغییر داده ای

هنگامی که انتظارات خود را تغییر دهی طرز فکر خود را تغییر داده ای

هنگامی که طرز فکرت را تغییر دهی رفتار خود را تغییر داده ای

هنگامی که رفتارت را تغییر دهی نحوه ی عملکرد خود را تغییر داده ای

هنگامی که نحوه ی عملکردت را تغییر دهی زندگیت را تغییر میدهی !