فریب
یک شب با هم بودیم من به او گفتم: که آیا مرا دوست داری؟
گفت: آری.
گفتم: چه قدر؟
گفت: به اندازه ستاره های آسمان.
سرم را بالا کردم دیدم که آسمان ابری است و ستاره ای در آسمان نیست...
آری...او این چنین ظاهر فریب بود!
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۸۵ ساعت 0:31 توسط سیندرلا
|
آن زمان که بارش بی وقفه ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد ، بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد!